آنچه گذشت و آنچه لازم است

انسان+زمان=انسان شدن انسان بنابراین تاریخ علم آموختن گذشته تکاملی انسانست

انسان+زمان=انسان شدن انسان بنابراین تاریخ علم آموختن گذشته تکاملی انسانست

آنچه گذشت و آنچه لازم است

دغدغۀ فراگرفتن دانش تاریخ وادای زکات آموزش آن(زکاةُ العلم نشرُه)،تمرین سعۀصدروارتباط باخلق،مراغرق این دریای کران تاکران کرد.پس من غریق رادریابید.حتی به یک لمحۀ نظر.همین!

بایگانی

۱۰ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

۱۷:۴۵۲۹
دی

🔺پر جمعیت ترین شهر های خاورمیانه

محمدحسن محب
۲۳:۳۴۲۸
دی

▪️در میانه شعله‌های جنگ و بحران در خاورمیانه، دو نگاه کاملاً متفاوت اما به‌هم‌پیوسته، آینده منطقه و حتی سرنوشت جهان را رقم می‌زنند. 

▪️از یک‌سو، صهیونیسم و انجیلی‌های آمریکا، هر انفجار و هر قطره خون را نشانه‌ای از تحقق وعده‌های کتاب مقدس و نزدیک شدن به نبرد آخرالزمانی می‌دانند.

▪️از سوی دیگر، از منظر منابع اسلامی و آینده‌پژوهی مهدوی، این تحولات قطعات پازلی است که به ظهور منجی و برپایی عدالت جهانی منتهی خواهد شد.

▪️در این دو روایت، جنگ ایران و اسرائیل دیگر فقط یک نزاع سیاسی نیست؛ بلکه صحنه‌ای است برای تقابل دو الهیات، دو آرمان و دو امید بزرگ برای فردای بشریت.

▪️تحولات خاورمیانه، به‌ویژه جنگ غزه و نزاع ایران و اسرائیل، بیش از هر زمان دیگری رنگ و بوی ایدئولوژیک و آخرالزمانی به خود گرفته است. 

▪️در این میان، دو جریان عمده یعنی صهیونیسم در اسرائیل و انجیلی‌های آمریکا، نقش کلیدی در شکل‌دهی به فضای فکری و سیاسی این نبرد دارند و آن را نه صرفاً یک نزاع سیاسی یا جغرافیایی، بلکه بخشی از تحقق وعده‌های الهی و سناریوی آخرالزمانی می‌دانند.

✅ صهیونیست‌های یهودی اسرائیل

▪️در اسرائیل، رهبران جناح راست افراطی همچون بنیامین نتانیاهو، اسموتریچ و بن‌گویر، فلسطین را سرزمین موعود قوم یهود می‌دانند که در متون مقدس عبری وعده داده شده و باید به طور کامل تحت سلطه یهودیان قرار گیرد. 

▪️از دید این جریان، فلسطینیان باید به طور کامل از این سرزمین حذف شوند و سه مرحله کلیدی برای تحقق آرمان آخرالزمانی صهیونیستی تعریف شده است:

▪️تسلط کامل بر قدس، رونمایی معبد سلیمان و جایگزینی دموکراسی با پادشاهی مذهبی خاندان داوود. این پروژه، نه تنها در داخل اسرائیل بلکه با حمایت گسترده انجیلی‌های آمریکا، به یک ائتلاف ایدئولوژیک و سیاسی بدل شده است.

✅ صهیونست‌های مسیحی آمریکا

▪️در آمریکا، اونجلیستها با تفسیر خاصی از کتاب مقدس، هرگونه بحران و جنگ در منطقه را نشانه‌ای از نزدیک شدن به نبرد آرماگدون و ظهور دوباره مسیح می‌دانند. 

▪️رهبران این جریان، مانند جان هاگی معتقدند که وقوع جنگ‌های بزرگ، نشانه‌ای از تحقق پیشگویی‌های کتاب مقدس است و باید از اسرائیل حمایت کامل و بی‌قید و شرط به عمل آورد. 

▪️آن‌ها حتی حمله حماس در  هفت اکتبر را آغاز فرایند جنگ یأجوج و مأجوج علیه اسرائیل می‌دانند.

▪️جان هاگی کشیش اونجلیست اغلب در سخنرانی های حماسی خود می‌گوید: «زمانی که اسرائیل در معرض یک جنگ عمده قرار گیرد...سرهای‌تان را بالا بیاورید و شادی کنید. رستگاری شما نزدیک است».

▪️حتی از پدیده‌های نجومی هم در جهت اهداف خویش سوءاستفاده می‌کنند. نظریه «چهار ماه خونین» که توسط جان هاگی از رهبران برجسته صهیونیسم مسیحی مطرح می‌شود، نمونه‌ای بارز از پیوند میان الهیات آخرالزمانی و سیاست در قرن بیست‌ویکم است.

▪️از این‌رو، مخالفت با هرگونه مصالحه یا دیپلماسی، ریشه در همین جهان‌بینی آخرالزمانی دارد. در این فضا، هرگونه خشونت و بی‌رحمی علیه اسلام با توجیهات دینی همراه می‌شود و حتی نسل‌کشی فلسطینیان، به عنوان اجرای فرمان الهی و تحقق کتاب مقدس معرفی می‌گردد.

▪️صهیونیست‌ها و انجیلی‌ها که اکنون در حلقه ترامپ حضور فعال دارند، جنگ و بحران در خاورمیانه را نه تنها اجتناب‌ناپذیر، بلکه مطلوب و ضروری برای تحقق وعده‌های الهی می‌دانند و معتقدند صلح در خاورمیانه بی‌معنا است.

✅ عنوان مرتبط:
▪️نبرد تمدنی امپراطوری «ایران و محور شیعی» با «اسرائیل و مارقۀ الروم»
https://eitaa.com/bidariymelat/168631
▪️فلسطین و مخالفین مکتب امام خمینی:
https://eitaa.com/bidariymelat/194379

✍️ مصطفی امیری

محمدحسن محب
۲۱:۳۳۲۷
دی

🔴  بر اساس گزارش مرکز آماری استاتیستا (statista) در سال 2019، مقایسه ایران قبل و بعد از انقلاب بر اساس آمارهای جهانی نشان می‌دهد ایران در شاخص‌های مختلف اقتصادی، آموزشی و بهداشت و سلامت نسبت به قبل از انقلاب پیشرفت‌های فوق العاده‌ای داشته است.

🔻 مقایسه برخی از این شاخص‌ها

1- افزایش تولید ناخالص داخلی:
 1977(80.6)
 2017(454)

2- افزایش میزان سواد بزرگسالان:
 1976(%36.5)
 2014(%84.7)

3- کاهش جمعیت زیر خط فقر:
 1977(%46)
 2014(%10.5)

4- کاهش مرگ و میر نوزادان:
 1977(%93.3)
 2017(%12.8)

5- افزایش امید به زندگی:
1977(55.8)
2016(76)

منبع:
https://www.statista.com/chart/16900/key-economic-social-data-about-iran/

محمدحسن محب
۲۲:۴۰۲۶
دی

با فرار شاه(26دی1357)، روند مبارزات انقلابی مردم شتاب بیشتری گرفت و آنها با راهپیمایی میلیونی خود در روز بیست و نهم دی ماه خواستار بازگشت امام به ایران شدند.

طبق قرار و اعلام اولیه بنا بود امام در روز جمعه 6 بهمن به ایران وارد شوند؛ از این رو حدود 5 / 1 میلیون نفر از مردم تهران در مسیر خیابان انقلاب و آزادی (آیزنهاور سابق) به سمت فرودگاه راهپیمایی کرده فریاد می زدند: «خمینی، خمینی، قلب ما باند فرودگاه توست». تانکهای ارتشی از نزدیک شدن جمعیت به حوالی فرودگاه ممانعت کردند و در طول خیابان انقلاب (شاهرضا) دهها تن با گلوله های امریکایی دولت بختیار شهید و مجروح شدند. در تظاهرات 8 بهمن، که به دلیل اعتراض به بسته شدن فرودگاه و در تداوم راهپیمایی روز جمعه صورت گرفته بود، در خیابانهای مرکز شهر (میدان انقلاب و اطراف دانشگاه) درگیریهای خونینی به وقوع پیوست که طی آن دهها تن کشته و صدها نفر زخمی شدند. مطلب زیر مروری بر چگونگی بازگشت امام به کشور دارد:

پس از فرار شاه در 26 دی ماه 1357، میلیونها تن از مردم ایران در راهپیمایی سراسری 29 دی ماه خواستار بازگشت امام شدند.[1]. امام طی پیامی (30 / 10 / 57) خطاب به ملت ایران نوشتند: «من با توفیق خداوند تعالی پس از چند روزی در خدمت شما خواهم بود و در پشت سر شما به سربازی خود ادامه خواهم داد.» [2] کمیتۀ استقبال، مرکب از شخصیتهای روحانی و سیاسی [3]، در تهران تشکیل شد و با صدور اطلاعیه هایی از جریان ورود امام گزارش می داد. با مشورت حضرت امام، مدرسۀ رفاه به عنوان محل استقرار ایشان در نظر گرفته شد. در نخستین مرحله، اعلام شد  که حضرت امام روز جمعه 6 بهمن ماه با یک فروند هواپیمای ایرفرانس به تهران عزیمت خواهند کرد.

روز دوم بهمن ماه کارکنان اعتصابی هواپیمایی ملی ایران (ایران ایر) آمادگی خود را برای ترتیب و تدارک پرواز ویژۀ امام خمینی اعلام داشتند. در حالی که بسیاری از شهرستانیها و اهالی روستاها از سراسر کشور کاروانهای اعزام به تهران و شرکت در مراسم استقبال را تدارک می دیدند، شایعۀ کودتا به شدت مطرح بود و در مطبوعات و رسانه های خبری جهان، انعکاسی وسیع داشت. [4].

 ژنرال هایزر، که پس از فرار شاه همواره در گزارشهای خود به وزیر دفاع امریکا مصرانه خواستار اقدامات همه جانبه برای پیشگیری از سفر امام و یا ـ دست کم ـ تأخیر در مراجعت ایشان تا زمان آمادگی برای کودتا شده است، [5] احساس خود را از شنیدن خبر ورود امام چنین بیان می کند:

«تیتر روزنامه این بود: «امام خمینی جمعه می آید»... این خبر تأثیر زیادی در من داشت؛ این مطلب در خور توجه فوری بود. آدرنالین خون من به جریان افتاد. همه اعضای گروه [6]، استدلال می کردند که اگر خمینی جمعه یعنی تا پنج روز دیگر برگردد، همه چیز تمام است. [7] »

در جای دیگر، ضمن پیام خود به ژنرال هیگ فرمانده نیروهای امریکا در ناتو می نویسد:

«فکر می کردم که واشنگتن باید تهدید واقعی را بفهمد؛ تهدیدی که من به آن، عنوان زیر را دادم: «اکنون نوبت آخرین انفجار است.» گفتم بزرگترین تهدید فاجعه آمیز، بازگشت زودرس خمینی است. [8] »

سیل کاروانهای استقبال، از سراسر کشور به سوی تهران سرازیر شده اند. روز 4 بهمن فرمانداری نظامی تهران در نخستین ساعات بامداد مکرراً اعلام داشت که فرودگاه مهرآباد به روی کلیه پروازهای داخلی و خارجی بسته است. مطبوعات نوشتند: «فرودگاه مهرآباد، تا شعاع 3 کیلومتر، با استقرار تانک و مأموران فرمانداری نظامی محاصره شده است».

  دربارۀ این تصمیم که ستاد مشترک ارتش و دولت بختیار، با رایزنی یکدیگر گرفته بودند، در یادداشتهای ژنرال هایزر می خوانیم:

«وقتی در مورد اعتصاب خلبانان هواپیمایی ایران (ایران ایر) صحبت کردیم، گفته شد که بعضی از آنها گفته اند که به پاریس خواهند رفت و خمینی را با یک هواپیمای 707 به تهران خواهند آورد. همۀ ما از این نظر ناراحت شدیم ... گفتم مطمئن هستم تیمسار ربیعی قادر خواهد بود از این اتفاق جلوگیری کند؛ اما چه کنیم اگر خمینی خود یک هواپیما بگیرد؟ تیمسار ربیعی طرفدار این بود که یک سری اقداماتی به عمل آوریم که از ورود هواپیما در تهران جلوگیری کند. او سه راه پیشنهاد کرد: جلوی هواپیما را در هوا بگیریم و آن را از مسیرش منحرف کنیم. سعی کنیم کشور سومی جلوی مسیر هواپیما را سد کرده و آن را نابود کند. راه سوم بلوکه کردن باند فرودگاه خواهد بود. باید اعتراف کنم که برایم مشکل بود که با تمام وجود به این تاکتیکهای جنگی دل بسپارم و آن را قبول کنم اما به نظر می رسید که بلوکه کردن باند فرودگاه، کار عاقلانه تری باشد. [9]

 علت این ارزیابی ژنرال 4 ستاره امریکایی را از گزارش سری و مستقیم وی در 23 ژانویۀ 1979 (3 بهمن ماه 1357)، که خطاب به ژنرال هیگ از تهران مخابره کرده است، می توان دریافت: «... نکته ای که در حال حاضر در مورد بازگشت خمینی وجود دارد این است که استقرار کافی (پیاده شدن نیروها) برای مقابله با واکنشهای احساساتی که ممکن است ایجاد شود، وجود ندارد. فکر می کنم مرحلۀ بسیار سختی است، امکان دارد همه چیز به نابودی و فاجعه ختم شود. [10]» دیدگاه هایزر با نظر سولیوان، سفیر کبیر امریکا در ایران، در مورد وضعیت نابسامان ارتش و آماده نبودن آن برای کودتا، یکسان است با این تفاوت که هایزر هنوز کاملاً قطع امید نکرده و معتقد است که اگر از مراجعت امام در این ایام جلوگیری شود، او قادر است ارتش را برای کودتا و به دست گرفتن کامل قدرت سازمان دهد.

  در همین حال اعلام شد  که بختیار طی نامه ای، از امام خمینی درخواست کرد که سه هفته مراجعت خود را به تعویق اندازند. همان روز آیت الله دکتر مفتح، سخنگوی جامعۀ روحانیت مبارز تهران، اعلام کرد که امام خمینی تصمیم قطعی در بازگشت به وطن، به محض امکان نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، دارند و پیشنهاد تعویق سفر را قاطعانه رد کرده اند. طبق قرار و اعلام اولیه بنا بود امام در روز جمعه 6 بهمن به ایران وارد شوند؛ از این رو حدود 5 / 1 میلیون نفر از مردم تهران در مسیر خیابان انقلاب و آزادی (آیزنهاور سابق) به سمت فرودگاه راهپیمایی کرده فریاد می زدند: «خمینی، خمینی، قلب ما باند فرودگاه توست». تانکهای ارتشی از نزدیک شدن جمعیت به حوالی فرودگاه ممانعت کردند و در طول خیابان انقلاب (شاهرضا) دهها تن با گلوله های امریکایی دولت بختیار شهید و مجروح شدند. در تظاهرات 8 بهمن، که به دلیل اعتراض به بسته شدن فرودگاه و در تداوم راهپیمایی روز جمعه صورت گرفته بود، در خیابانهای مرکز شهر (میدان انقلاب و اطراف دانشگاه) درگیریهای خونینی به وقوع پیوست که طی آن دهها تن کشته و صدها نفر زخمی شدند. روزنامۀ کیهان با چاپ عکسهایی تکان دهنده از صحنه های این کشتار، نوشت: «اینجا میدان 24 اسفند (انقلاب). رگبار مسلسلها گروهی را بر زمین ریخته است. شهدا بر جا مانده اند. زخمی ها خود را بر زمین می کشند. آنها که زنده اند خمیده و سینه خیز از مهلکه می گریزند تا آنچه را شهدا به خاطرش جان سپردند، حفظ کنند: آزادی [11]».

 خبرگزاری ها، شهدای هشتم بهمن را 38 نفر اعلام کردند. از شهرستانهای سراسر کشور نیز گزارشهای مشابهی می رسد.

  در روز 8 بهمن 1357 اعلام شد که بختیار برای دیدار با امام به پاریس می رود. امام خمینی همان روز طی بیانیه ای خطاب به علمای ایران نوشتند: «آنچه ذکر شده است که شاپور بختیار را با سمت نخست وزیری من می پذیرم، دروغ است بلکه تا استعفا ندهد او را نمی پذیرم؛ چون او را قانونی نمی دانم.»[12]

 بختیاز نیز با اتکا به امیدهایی که ژنرال هایزر توسط قره باغی ـ رئیس ستاد ارتش ـ به وی می داد، اعلام کرد که استعفا نخواهد داد.

  از زمانی که بستن فرودگاه مطرح شد، جمع زیادی از شخصیتهای برجستۀ روحانی در مسجد دانشگاه تهران متحصن شده، اعلام داشتند که تا باز شدن فرودگاه و بازگشت امام به تحصن خود ادامه خواهند داد. در حمایت از روحانیون متحصن در دانشگاه تهران، علما و روحانیون قم نیز در مسجد اعظم این شهر تحصن اختیار کردند و نمایندگان آیات عظام نیز به آنان پیوستند. اقدام روحانیون در تهران، مورد استقبال بسیاری از گروهها و شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی قرار گرفت و لحظه به لحظه بر تعداد تحصن کنندگان افزوده می شد.

  خیابانهای تهران هر روز شاهد تظاهرات اعتراض آمیز صدها هزار تن از مردم شهرستانها که برای استقبال امام به تهران آمده اند، در کنار مردم تهران است که از ادامۀ مسدود بودن فرودگاه به شدت خشمگین اند. وضعیت تهران کاملاً بحرانی است. در بسیاری از شهرهای کشور نیز تظاهرات عظیمی در اعتراض به اقدام دولت بختیار برپاست.

آخرین تلاش تبلیغاتی ژنرال امریکایی با شکست کامل مواجه شد. وی مجموعه امکانات ارتش و وابستگان رژیم را به کار گرفت تا در 5 بهمن به نفع بختیار و قانون اساسی شاهنشاهی، راهپیمایی برگزار شود. هایزر خود در این باره می نویسند: «مطمئن نبودم چه مقدار از جمعیت را می توانیم به صحنه بیاوریم. [13]» اما با همه امکانات و توانی که به کار گرفته شد، خبرگزاریها حداکثر تعداد این جمعیت را - که به گفتۀ قره باغی بیشترشان خانواده های پرسنل ارتش بودند. [14] ـ بین 100 تا 150 هزار نفر برآورد کردند.

نه تنها بختیار و ارتش ـ که این یک با تهدیدها و تطمیع های ژنرال هایزر بر سر پا مانده بودـ از کنترل مردم و تسلط بر اوضاع مأیوس شده بودند که همان خود هایزر نیز، علیرغم مخابرۀ گزارشهای موفقیت آمیز به واشنگتن در روزهای نخست ورودش به ایران، اینک دانسته بود که دستی بر اوضاع ندارد. تفصیل فرار وی از ایران، که در کتابش مندرج است، [15] گویای همین حقیقت است. سرانجام بختیار چاره ای جز تسلیم ندارد و در روز 9 بهمن ماه 1357 طی مصاحبه ای اعلام می دارد که در بازگشت امام خمینی به کشور مانعی وجود ندارد و فرودگاه اینک باز است.

  همزمان با گسترش تظاهرات مردم، آتش سوزیهای مشکوکی در این ایام در مناطق مختلف تهران و برخی شهرها رخ می دهد. روزنامه ها در روزهای 10 و 11 بهمن از این آتش سوزیها خبر می دهند. کیهان می نویسد: «... بر اثر این حملات، چندین مغازه و چند خانه سوخت. در این وقت مأموران آتش نشانی ... به خاطر جلوگیری از گسترش آتش و خاموش کردن خانه ها و مغازه های مردم ... به محل رفتند ولی وقتی مأموران به محل آتش سوزیها نزدیک شدند، مورد حملۀ عده ای قرار گرفتند ... افراد ناشناس، وسایل مغازه ها را به وسط خیابانها ریختند تا ماشینهای آتش نشانی قادر به رسیدن به محل حریق نشوند. [16]» روحانیون متحصن در دانشگاه تهران در دومین بیانیۀ خود که در یازده بهمن منتشر ساختند، اینگونه اعمال را توطئه عده ای برشمردند که با ایجاد تشنج می خواهند زمینۀ ورود امام را نامساعد سازند. نوع تأکید ژنرال هایزر در خاطراتش از این حوادث می تواند روشنگر باشد. [17]

 در حادثۀ کشتار 8 بهمن، که از سوی ژاندارمری (واقع در میدان انقلاب) به سوی مردم تیراندازی شده بود، یک افسر ارشد به نام سرلشکر «لطیفی»، مورد حملۀ مردم قرار گرفته به شدت زخمی شده بود. هایزر در خاطراتش با اشاره به این حادثه اعتراف تکان دهنده ای دارد که مبین دستور مستقیم او در کشتار مردم است. او می نویسد:

«تیمسار قره باغی کمی دربارۀ حادثۀ روز قبل ستاد ژاندارمری احساساتی شد. آنها وقتی دیده بودند که با یک افسری در سطح ژنرال اینگونه رفتار می شود، خود را به جای او قرار داده و احساس می کردند ممکن است برای هر یک از آنها هم اتفاق مشابهی بیفتد. او داد و فریاد راه انداخت و سعی می کرد گناه آن را به گردن من که دستور داده بودم سربازان لوله های تفنگ خود را پایین آورده و به سوی جمعیت شلیک کنند، بیندازد... بناچار مجبور شدم یکبار دیگر صدایم را بلند کنم و تند شوم. [18]»

 برژینسکی، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور امریکا، در یادداشتهای خود درباره این ایام و ورود امام می نویسد:

«دورنمای بازگشت آیت الله خمینی متضمن فاجعه عظیم کامل و بالقوه ای برای ماست و مراجعت او خروج بختیار را از صحنه تسریع خواهد کرد. هایزر عقیده داشت که بازگشت آیت الله خمینی به سقوط حتمی الوقوع بختیار خواهد انجامید و زمان اقدام نظامی همین موقع است... به رئیس جمهور (در یک یادداشت خصوصی و مفصل) نوشتم که این احتمال وجود ندارد که در ایران فقط حالت دوگانۀ سیاه و سفیدی در مقابل ما قرار گیرد بلکه با وخامت تدریجی مواجهیم که در پایان، برای ایالات متحده مصیبتی بین المللی به بار خواهد آورد... موقعیت ما در خلیج فارس تضعیف خواهد شد، مقام ما در سراسر جهان عرب تنزل خواهد کرد، اسرائیلیها بیشتر نگران امنیت و از این رو کمتر مایل به سازش خواهند شد، متحدانمان ما را بی کفایت خواهند شمرد و ... من طرح کلی اقدامات آلترناتیو را ریختم و آن را اساساً به این صورت تعریف کردم:

 ادامۀ تلاش در حال حاضر، با فعالیت بیشتر، برای ایجاد یک ائتلاف یا انجام یک کودتای نظامی به رئیس جمهور گفتم که من برای اتخاذ تصمیم فوری در مورد اقدام به کودتا مجادله نمی کنم ... روزهای 23 و 24 ژانویه (3 و 4 بهمن 1357) جلسات متعددی برای بحث و گفت و گو در این مورد، بین خودمان و نیز با حضور رئیس جمهوری داشتیم. هنگامی که من رئیس جمهور را از طرح بختیار (ایستادگی در برابر آیت الله خمینی) آگاه ساختم، واکنش اولیه اش بسیار مثبت بود و گفت «عالی» است. اما ونس به شدت مخالفت کرد ... ما تمام آن روز به گفت و گو ادامه دادیم. براون و من گفتیم اگر بختیار قصد دارد خمینی را توقیف کند، باید بدین کار تشویق شود و افزودم: هرگونه اشارۀ مخالفی علیه آن از سوی ما، اشتباه بزرگی خواهد بود... رئیس جمهور با پیش نویس پیشنهاد ونس مبنی بر اجرا نکردن طرح بختیار موافقت نکرد و طرح پیش نویس من و براون را با مختصر تغییراتی انتخاب نمود؛ در حقیقت به بختیار برای اجرای پیشنهادش چراغ سبز داده شد. متأسفانه خمینی بازگشت خود را به تأخیر نینداخت؛ هر چند بختیار در کشمکشهای اولیه به پیروزی روانی محدودی دست یافت اما موضوع همچنان لاینحل باقی ماند. [19]»

 هر چند امریکا، دولت بختیار و فرماندهان ارتش شاه، واقعیت اجتناب ناپذیر حضور امام در ایران را ـ که برای تحقق این آرزو یک ملت با تمام وجود حاضر به هرگونه فداکاری بود ـ ناگزیر پذیرفته بودند اما هنوز امیدهایی وجود داشت. شاپور بختیار چشم به مذاکرات پشت پرده با عناصر ملیگرای مطرح در صحنه انقلاب داشت و بر این گمان بود که امام خمینی در ایران آزادی عمل خارج از کشور را ندارد و محدود کردن فعالیتهای وی امکانپذیر است. پیشنهاد ایجاد مرکزیتی مذهبی شبیه واتیکان در قم به رهبری امام و روحانیت که بختیار در مصاحبه اش عنوان می کرد. [20] نمونه ای از همین دلخوشیها بود. در صورت مقاومت امام، او به راه حل نظامی و سرکوبی خونین نهضت و دستگیری سریع رهبران آن که اینک این راه حل با حضور فعالانۀ ژنرال هایزر در تهران تقویت شده بود، امید بسته بود.

محمدحسن محب
۲۰:۳۲۲۶
دی

 امام خمینی فرار شاه را اولین مرحله پیروزی خواندند و این واقعه را در حرکت تکاملی ملت مهم دانستند. امام از فرار شاه با عنوان طلیعه پیروزی یادکردند وفرمودند: «رفتن شاه، پیروزی نیست بلکه طلیعه پیروزی است والبته این طلیعه رامن به ملت ایران تبریک عرض می‌ کنم. و باید توجه داشته باشند که همانطوری که طلیعه پیروزی است، طلیعه خلع سلطه اجانب است‌.» (صحیفه امام، ج ‌5، ص 484)

بعداز فرار شاه، امام (س) می فرماید: «شما ملت شجاع و ثابت قدم به ملت های مظلوم ثابت کردید که با فداکاری و استقامت می‌ توان بر مشکلات هر چه باشد غلبه کرد، و به مقصد- هر چه دشوار باشد-رسید.» (همان؛ ص: 486)

رهبر کبیر انقلاب،  عامل فرار شاه را وحدت کلمه می نامید و در این باره می فرمود: «این وحدت کلمه باعث شد که نه شاه با تمام قوایی که داشت، و نه آنهایی که پشتیبانی از او می‌ کردند مثل قدرت امریکا، مثل شوروی، چین، انگلستان - همه اینها پشتیبانی می‌ کردند - لکن به واسطه همین قدرت ملت همه آنها هم پشتیبانی شان را از او برداشتند؛ خودش هم فرار کرد.» (همان؛ ج ‌6، ص 62)

امام شاه را قدرت عظیم نامید که قدرتهای دیگری از او حمایت می کردند. لذا فرار او را بیرون راندن یک قدرت عظیم خواند: « محمدرضا در عین حال که خودش یک قدرت عظیم بود، دنبال او هم همه قدرتها، همه قدرتهایی که در عالم بودند، با او موافق بودند و با ما مخالف، مع ذلک این نهضت چون یک نهضت الهی بود، نه یک نهضت مادیگرایی، نهضت ملی، یک نهضت الهی یک نهضت اسلامی بود، از این جهت پیروز شد؛ و تمام قدرتها نتوانستند این شیطان را نگه دارند. و رفت و دیگر برگشت ندارد.» (همان؛ ج 8، ص 40)

امام (س) می فرماید: «اگر شاه به نصایح روحانیون توجه کرده بود و خدمت به این ملت کرده بود، سقوط نمی‌ کرد. لکن خدمت نکرد و خیانت کرد، و پشتوانه مردمی را از دست داد و وقتی مردم شنیدند رفت،شادی کردند.» (همان؛ ص 87)

یکی از انتقادهایی که امام خمینی همواره درباره محمدرضاخان مطرح می کرد ذلت پذیری و خاکساری و احساس حقارت کامل او در برابر بیگانگان بود. 

    

محمدحسن محب
۱۸:۵۱۲۶
دی

🔴تیتر مجله فارین پالیسی در سال ۱۳۵۷ بعد از فرار شاه و بازگشت امام:
"خداحافظ شاهِ آمریکایی!"

نشریه فارین پالیسی، بعد از فرارشاه و ورود امام خمینی(ره)به ایران درسال ۱۹۷۹[26دی فرارو12بهمن 57 بازگشت] ،‌گزارشی را تحت عنوان "خداحافظ شاهِ آمریکایی" منتشر کرد.

▪️این نشریه همچنین اعلام‌ کرد که از این پس، هیچ رژیمی در ایران قابل تصور نخواهد بود که دست‌نشانده و یا حداقل وابسته به آمریکا باشد.


📚منبع:https://foreignpolicy.com/1979/03/16/goodbye-to-americas-shah

محمدحسن محب
۲۰:۱۳۲۰
دی

عطاءالله مهاجرانی، فعال سیاسی، در توییتی با اشاره به تحولات اخیر کشور تأکید کرد آنچه در گوشه‌وکنار ایران رخ می‌دهد، صرفاً اعتراض یا اغتشاش نیست، بلکه به گفته او «جنگ مسلحانه» است.

وی در این توییت تصریح کرد: هسته‌های ترور تربیت، تجهیز و سازماندهی شده‌اند و «شازده نقاب است». مهاجرانی همچنین اعلام کرد سازمان مجاهدین خلق در واقع جنگ مسلحانه سوم خود را آغاز کرده است؛ جنگ‌هایی که به گفته او پیش از این در سه مقطع تاریخی رقم خورده‌اند:

۱- خرداد ۱۳۶۰

۲- عملیات مرصاد در سال ۱۳۶۷

۳- دی‌ماه ۱۴۰۴

این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به پیام‌های اخیر دونالد ترامپ و نخست‌وزیر اسرائیل، تأکید کرد که این مواضع با توجه به «جنگ مسلحانه سوم سازمان مجاهدین» قابل فهم است.

به گفته مهاجرانی، مردم ایران با هر گرایش سیاسی، قومی، مذهبی و جنسیتی، اگر به بقای وحدت سرزمینی و ملی ایران باور دارند، باید به این نکته توجه کنند که مسأله اصلی اسرائیل و آمریکا، «تجزیه ایران بزرگ و قدرتمند» است.

مهاجرانی در بخش پایانی این توییت خاطرنشان کرد که جنگ مسلحانه سوم سازمان مجاهدین، حتی با پشتیبانی و مشارکت آمریکا و اسرائیل نیز به سرانجام نخواهد رسید؛ همان‌گونه که عملیات مرصاد در سال ۶۷ متوقف شد. وی با اشاره به فاصله‌های زمانی این تقابل‌ها نوشت: فاصله اعلام مبارزه مسلحانه از سال ۶۰ تا مرصاد ۶۷، هفت سال بود و از مرصاد تا دی ۱۴۰۴، ۳۷ سال گذشته است و «فاصله دی ۱۴۰۴ تا بعد وجود ندارد».

وی در پایان تأکید کرد: «۲۲ بهمن پاسخ است».

 

محمدحسن محب
۲۰:۰۴۱۷
دی

🚥♠🚥 عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی در شبکه ایکس نوشت :
با نگاهی اجمالی به آشوب دیماه 1404 و قیاس آن با آشوب پاییز 1401نشان می دهد:

۱- توانایی سازماندهی آشوب به ده در صد سال 1401 نرسید.
۲- شاهد نشست های سران اپوزپسیون برانداز نبودیم. نه بیانیه و نه نشست
۳- غیر از ٱمریکا و اسرائیل ، اروپا موضعی نگرفت. دفعه پیش ماکرون را یادتان هست!‌
۴- فراگیری ٱشوب در شهرهای بزرگ دیده نشد.
۵- نیروی انتظامی با تدبیر بسیار و اقتدار و هوشمندی و بیان روشن در صحنه حاضر بود. نیازی به استفاده از نیروی نظامی وجود نداشت.
۶- اطلاع رسانی در مورد عناصر اصلی ٱشوب بهتر از دوره سابق بود. تلویزیون بایست نقش اصلی را ایفا کند. روایت اول!

‌بازهم ٱمریکا و اسراییل در محاسبه خود و کلید زدن ٱشوب به عنوان زمینه براندازی یا حمله نظامی اشتباه کردند. تا پایان دی ماه تمام سرمایه گذاری شان بر باد می رود. تمام عناصر اصلی ٱشوب شناسایی و مجازات می شوند.ملت ایران در ۲۲ بهمن نشان می دهد که باز هم روسیاهی و رسوایی به زغال میماند!
                                                               🚦🚦🚦🚦🚦

محمدحسن محب
۱۹:۴۴۱۷
دی

این روزها پهلوی‌گرایی چون علف هرزی در شرایط بن بست اصلاحات و وضعیت ویران اقتصاد، در حال روییدن است. پهلوی‌گرایان اینک در این شرایط بن‌بست از هر سو سر برمی‌آورند و با عوام‌فریبی، می‌کوشند چند گزاره را با تکرار جا بیاندازند و صدای مخالف را از هم اکنون خفه و سرکوب کنند:

۱) عصر پهلوی دوران خوش‌بختی و رفاه بوده است؛
۲) هر کس با بازگشت سلطنت مخالف است، پس طرف‌دار وضع موجود و پنجاه و هفتی است؛
۳) غیر از پهلوی هیچ گزینه‌ای وجود ندارد.

آن‌ها با فریب‌کاری سهم حکومت پهلوی را در شکل‌گیریی وضعی که اکنون وجود دارد، نادیده می‌گیرند. باید از این‌ها پرسید که اگر وضع خوب بود و همه چیز گل و بلبل بود، چرا انقلاب شد؟ کدام نیرو بستر را برای انقلاب فراهم کرد؟ چه کسی هیچ صدایی را نشنید و استبداد مطلق به‌پا کرد؟
پهلوی‌گرایی که هم‌چون علف هرز در حال تکثیر است و گاه از دهان اهل قلم نیز در حال صدور به فضای آزاد است، در حال ارتکاب خیانت بزرگی به آینده‌ی ایران است و آن این است:
- به جای تمرکز و تاکید بر روش حکم‌رانی، بر رهبری‌ی فردی تمرکز می‌کند. هر جریان سیاسی که فقط بر رهبری‌ی فردی تکیه می‌کند، بالقوه خطرناک است؛
- به جای این‌که بر تصمیم جمعی و تخصصی و گروهی و سازمانی اتکا کند، یک فرد را آن‌هم فقط به‌خاطر وراثت ژنتیک برجسته می‌سازد؛
- به جای این‌که بر مشارکت سیاسی تمرکز کند، بنا را بر انحصارگرایی‌ی سیاسی نهاده است و اساسا سلبی است. مشارکت سیاسی در کار سیاست جمعی و همه‌گانی رخ می‌دهد، اما انحصارگرایی‌ی سیاسی با ره‌بری‌ی اقتدارگرایانه؛
- بر اساس به‌کارگیری‌ی روش‌های ضد دموکراتیک نظیر شانتاژ و هوچی‌گری و پرونده‌سازی و فحاشی و تخریب مخالفان و اهریمنی‌سازی‌ی مخالفان کار می‌کند نه بر اساس مدارا و روش‌های مدنی و دموکراتیک. برچسب زدن به مخالفان به‌عنوان پنجاه هفتی و چپ و "چپول" یکی از این شیوه‌های ضد انسانی است؛
- توهین به روشن‌فکران و کارگزاران فرهنگی -کسانی که ممکن است صدای متفاوتی داشته باشتند- از ویژه‌گی‌های اساسی پهلوی‌گرایی است. در نظر جریان پهلوی‌گرا همه‌ی مشکلات از گور روشن‌فکران و ارباب کلمه برمی‌خیزند.
همه‌ی این ویژه‌گی‌ها می‌تواند هر ناظر منصفی را برای آینده‌ی ایران نگران کند. 
از همه‌ی ایرانیان دل‌سوز کشور و دل‌بسته به آینده‌ی کشور، انتظار دارم که از تمام جریان‌هایی که مشی و روش غیر دموکراتیک دارند (با هر نامی که می‌خواهند باشند)، دوری کنند و از تقویت آن‌ها بپرهیزند! دیگر به نام‌ها نباید اتکا کرد بل‌که روش‌ها مهم اند. ما با افراد و نام‌ها مشکل نداریم، با روش‌ها مشکل داریم.
✍ حسن محدثی گیلوایی

محمدحسن محب
۱۹:۵۳۰۳
دی

ماجرا از آنجا آغاز شد که یکی از کاربران سلطنت‌طلب با نام کاربری "ایران شاهنشاهی" وقتی پاسخ های گروک درباره مقایسه ایران قبل و بعد از انقلاب را با مذاق خود سازگار ندید، از گروک خواست تا نام و نام خانوادگی برنامه‌نویسان فارسی‌زبان خود را فاش کند! این بازجویی آنلاین از هوش مصنوعی به سرعت ترند روز شد و موچی از شوخی ها و واکنش ها را با خود به همراه آورد!

گروک در پاسخ به این درخواست، توضیح داد که یک هوش مصنوعی است و اطلاعاتش را از داده‌های عمومی، از جمله پست‌های کاربران در ایکس، جمع‌آوری می‌کند و نیازی به برنامه‌نویسان فارسی‌زبان برای ارائه پاسخ ندارد، اما این پاسخ برای سلطنت‌طلبان قانع‌کننده نبود.

سلطنت‌طلبان معتقدند که گروک با ارائه اطلاعات "جانبدارانه" و "ضدشاهنشاهی"، تاریخ ایران را تحریف می‌کند و به همین دلیل به دنبال هویت برنامه‌نویسان آن هستند تا ثابت کنند که این هوش مصنوعی تحت تأثیر "دشمنان نظام شاهنشاهی" طراحی شده است!

 گروک به دلیل قابلیت‌های زبانی پیشرفته‌اش، از جمله پشتیبانی از زبان فارسی و درک ظرافت‌های فرهنگی، در میان کاربران ایرانی محبوبیت زیادی پیدا کرده است.
به عنوان مثال، گروک در پاسخ به سؤالی درباره نقش محمدرضا شاه در توسعه ایران، به دستاورد‌های اقتصادی و اجتماعی او اشاره کرد، اما همزمان به نقض حقوق بشر و سرکوب مخالفان در دوران او نیز پرداخت، موضوعی که سلطنت‌طلبان آن را "سیاه‌نمایی" علیه شاه توصیف کردند.

یکی از کاربران به نام "بادوم تلخ" با طعنه به این ماجرا واکنش نشان داد و نوشت که گروک ممکن است سلطنت‌طلبان را "فشاری" کند!

برخی کاربران سلطنت‌طلب حتی گروک را به ارتباط با "جمهوری اسلامی" متهم کرده‌اند و ادعا می‌کنند که این هوش مصنوعی به عمد برای تخریب میراث پهلوی طراحی شده است!  این اتهامات در حالی مطرح می‌شود که گروک در پاسخ به سؤالات تاریخی، از منابع عمومی مانند ویکی‌پدیا و پست‌های کاربران ایکس استفاده می‌کند. اما سلطنت‌طلبان ایرانی معتقدند که گروک باید پاسخگوی "تحریف تاریخ" باشد!

کاربر "بیگ کایکو" نوشت: کی فکرشو میکرد اولین درگیری انسان و ماشین‌ رو سلطنت طلبا توی توییتر فارسی شروع کنن؟:))

یکی از کاربران به نام "خشایار" با انتشار پستی طنزآمیز، سلطنت‌طلبان را به "بازجویی" از گروک متهم کرد و این موضوع را به سخره گرفت، پستی که بیش از ۹ هزار لایک دریافت کرد.

واکنش سلطنت‌طلبان به گروک نشان‌دهنده فریز شدن گفتمان سلطنت طلبی و عدم تطبیق با واقعیات و تعصب ورزی شدید این گروه است ،کاربری به نام "شهرزاد" با طعنه نوشت که هوش و ذکاوت سلطنت‌طلبان "می‌چکد"! مریم دهقانی کاربر با انتشار تصویری از اعدام گروک توسط سلطنت طلبان نوشت: لابد سلطنت طلبان در فردای براندازی، گروک را هم به تیر چراغ برق به دار می کشند!

رفتارهای غیراخلاقی سلطنت طلبان در فضای واقعی هم رواج دارد، در یکی از موارد عجیب و تکان دهنده، یکی از حامیان این طیف روی قبر غلامحسین ساعدی، روشنفکر چپ گرا در پاریس به صورت آنلاین ادرار کرد و فیلم آن را در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشت! تخریب قبر ابراهیم یزدی، وزیر خارجه دولت موقت و سیاه کردن قبر حسین فردوست با اسپری رنگ، از مشاوران شاه- که سلطنت طلبان او را خائن می دانند!- از جمله اقدامات سلطنت طلبان در سالهای  اخیر بوده است.

✍ سایت تابناک - سجاد دهقانی

محمدحسن محب